خرید بک لینک
واقعا حس میکنم کم آوردم مغزم نمیکشهههه... خدا این هشت تای آخری رو به خیر بگذرووونهفردا دوتا پس فردا دوتا شنبه دوتا یکشنبه دوتا... کشته نشم خیلییییه خدایا حواسمو خودت جمع کن بفهمم چی دارم میخونم همش پرت میشه اون طرف!! برچسبها: امتحان + نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 12:53 توسط m.

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 15:32

گاهی وقتا سخته که بخوای منظور دقیقتو برسونی یعنی واژه ی مناسب کمه نیست... باید واژه بسازی تا اصل کلامتو برسونی تازه در نهایت شاید یه چیزی در بیاد که منظور اصلیت نباشه و بدتر یه سوتفاهم درست بشه... ولی خوش شانسم که تورو دارم ..که نگفته حرفای همو میفهمیم.. اول کلمه رو بگی تا اخر جمله و پاراگراف خودم ر

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 19:01

تمومش کن بیا این جاده بن بسته ببین هر دو از این رفتن شدیم خسته تموم راه خالی بودم از هر حرف مث ولگردی که یا نشئه یا مسته ببین یخ کردم از سرمای تنهایی نشونی نیست از اون عشق رویایی دلم میگیره از بی مهری و سردی ولی تو با نگاهت عین سرمایی ته دنیای من یک زن که بدبخته شاید پایا

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 19:01

کلا سلام گرگ بی طمع نیست.. چهارشنبه خاله زنگ زد گفت فردا شب شوهرم افطاری جایی دعوته تا سحر نمیاد بیا باهم بریم خونه ی مامان بزرگ که هم باهم باشیم و هم خونه رو مرتب کنیم که جمعه داره برمیگرده گفتم باوشع... خولاصه پنجشنب بعد از امتحان رفتم اونجا و شروع کردیم به بشور و بساب بعد خاله گفت همین رنگو گرفتم

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 19:01

قرار نبود اینقدر زود اتفاق بیوفته.. من هنوز آماده نیستم.. کلی کار نکرده دارم.. دور خودم میچرخم نمیدونم چیکار کنم...خیلی بده تو این لحظه های سختم کسی رو ندارم کنارم باشه.. وسط گریه خودم به خودم نهیب میزنم که قرار بود قوی باشی .. قرار نبود حتی خودت اشکتو ببینی.. باز تو دلم یه صدایی میگه خب توام یه تحم

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 16:25

تو این اوضاع بی ثبات زندگیم بعد از مدت ها نا آرومی ها و شب بیداری ها... و خوابیدن با قرصای خواب آور و ... بهترین خواب عمرمو داشتم بااین مخدر طبیعی... این ترمم تموم شد و این همه اتفاق ریز و درشت افتاده که گیج شدم و بی خودی دارم دست و پا میزنم... میدونمم همه ش الکیه و تا اون زمان نرسه اوضاع عوض نمیشه

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 16:25

خیلی زودتر از اون چیزی که فکرشو میکردم دارم میرسم به اونی که شب و روز تو فکرم بود و براش نقشه میکشیدم.. راه های سختی رو بصورت فشرده گذروندم.. اونقدر عجیب غریب و ناگهانی طی شد که حتی تصورش رو هم نمیکردم.. البته مرحله ی نیمه نهایی راحت تر تصوراتمه امیدوارم خدا کمک کنه و فاینال رو هم به خوبی بگذرونم تا

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 16:25

برگشتنم هم خوبه هم بد.. البته اولش خوب شروع نشد ولی الان داره روابط رو به بهبودی میره.. دیشب مامان میگه اینجا اذیت میشی هم باید غذا بپزی هم ظرف بشوری هم کارای خونه هست..راست میگه قبلا تنهایی سابقه نداشت تو یه شبانه روز دو وعده غذای گرم خودم درست کنم.. اما گفتم نه خیلی ام خوبه دور همیم اینجا هرچقدم س

برچسب: نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 16:25

صفحه بندی